سکوت
ساکتم سکوت سرکش و سردی در دلم سرود میسازد
چشم مست یگانه دلبر شهر روی زردم کبود میسازد
خنجری از نگاه در چشمش بر دو چشمم عمود میسازد
قلب او برای ورود دلم جمله ای از درود میسازد
شوق بودنش در دو چشم بیدارم سیل اشکی چو رود میسازد
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389 توسط صالح رفیعی
| نظرات ()

