رسم دنیای من
ای وای اگر پایان شود یا مرگ من آسان شود
جان مرا گیرد رود چون دزد بر کادان شود
جانی نمانده در بدن کز مرگ من نالان شود
ظلمی نکردم،جان من ظلم مرا تاوان شود
باید که جان مستمند بس پله ی شاهان شود
شاید که مرگ چون منی بر چون شما سامان شود
ویران شود این خانه ام تا کاخ تو کاخان شود
این رسم دنیای منست جانان فدای جان شود
ای وای اگر پایان شود یا مرگ من آسان شود
******************************************
آزادگی
نمیدانم که حقم حق من بود نمیدانم وجودم حق تن بود
نمیدانم سزاوار است بودن تمام دردها در یک بدن بود
تمام حق من آزادگی بود تمام حق من آیا زدن بود
تمام رنگها حالا پریده تمام رنگها رنگ چمن بود
صالح رفیعی
نظر یادتون نره دوستان
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آبان 1389 توسط صالح رفیعی
| نظرات ()

